صبح تو را در فروشگاه دیدمهلو و زردآلو سوا میکردیگفتی برای یک مهمان است.تمام روزدر انتظار زنگ تلفن بودم
گئورک امینترجمهی واهه آرمن
برچسب: نویسنده: کیارش اسدی تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1402 ساعت: 12:42