به دامان تو ای پایان و ای آغاز برگشتم - تاریخ: 1398/8/19 ساعت: 3:26
به دامان تو ای پایان و ای آغاز برگشتمپر و بالی تکاندم، خسته از پرواز برگشتمبه سویت آمدم تا خود بگویم راز عشقم رادل از شرمندگی پر بود و بی ابراز برگشتممرا چون موج، دوری از تو ممکن نیست ای ساحلهزاران با
تو را ندیدم... - تاریخ: 1398/8/19 ساعت: 3:26
من این راه دراز را آمدمکه تو را ببینمزمین شخمزده را دیدهامپاره خشت و ماه بریده را دیدهامشگفت کودکانو پایمال علفها را دیدهامسایهبانی خاک و شعلهی آه را دیدهامباد را دیدهام؛و تو را ندیدمشمس لنگرودی
مرا ببخش - تاریخ: 1398/3/18 ساعت: 6:14
شکوفه کن، بگشا باغ ارغوانت رابخند تا که نبینم غم نهانت رابخند ای پری مهگرفته! میدانمنگاه عاشقم آزرده کرد جانت رامرا ببخش که با این هوای توفانیمشکستهام پروبال پرندگانت رامرا ببخش که این ابرهای ناآرا
تو را نمیبینم - تاریخ: 1398/3/18 ساعت: 6:14
تا چشم کار میکندتو را نمیبینم.از نشانهایی که دادهاندباید همین دور و برها باشیزیر همین گوشه از آسمانکه میتواند فیروزهای باشدجایی در رنگهای خلوتِ این شهردر عطر سنگین همین ماهکه شب بوها راگیج کرده
هنوز میشنوم گام پر طنینت را - تاریخ: 1398/3/18 ساعت: 6:14
قسم به عشق که از عشق من یقینت رابریدهاند و عوض کردهاند دینت رامنم قرینهی تو نیمهای که گم شده بودچگونه بردهای از یاد خود قرینت را؟به چشمهای من آن بوسه حرف آخر بودچگونه محو کنم حرف آخرینت را؟بیا و
منم که دوستت دارم - تاریخ: 1398/3/18 ساعت: 6:14
منم که دوستت دارمنه مردی که دستش را به نردهها گرفتهنه باران پشت پنجرهمنم که دوستت دارمو غمبشکههای سنگینی رادر دلم جابهجا میکند.غلامرضا بروسان
فانوس ساحلی - تاریخ: 1398/3/18 ساعت: 6:14
مرز تنِ تو با وطنِ من زیاد نیستویزای سرزمینِ تنِ من زیاد نیستدریای من! تمام مرا در خودت بگیرسطحِ جزیرهی بدن من زیاد نیستمشکل گشودنِ گرهِ گیسوان توستچون دکمههای پیرهن من زیاد نیستیاد تو... عشق تو...
بهار اوّلِ اسفند میرسد از راه - تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 17:38
گل و ترانه و لبخند میرسد از راهبهار، سرخوش و خُرسند میرسد از راهگذشت دلهرهآور غروبِ تنهاییپگاهِ روشنِ پیوند میرسد از راهبهار، گمشدهی سبزِ آسمانی ماستکسی که گفتم و گفتند میرسد از راهکسی که روحِ ب
ما عاشقان کوچک بیداستانیم - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 10:28
ما میتوانستیم زیباتر بمانیمما میتوانستیم عاشقتر بخوانیمما میتوانستیم بیشک... روزی... امّاامروز هم آیا دوباره میتوانیم؟ای عشق! ای رگ کرده پستان میش مادر!دور از تو ما، این برّگان بیشبانیمما نیمه
چشم دوخته به دوردست - تاریخ: 1397/11/28 ساعت: 10:28
فردا آمده است و ایستاده استپیش روی منمیپرسد چه میخواستی؟با عصا او را کنار میزنمهمچنان چشم دوخته به دوردستمنتظر...شهاب مقربین
امشب کنار غزل های من بخواب - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:23
سوزاندیَم که دلم خام تر شودوحشی شدی، غزلم رام تر شودآهو برای چه باید زمانِ صیدکاری کند که خوش اندام تر شود؟جز اینکه از سر جانش گذشته تاصیاد نابغه ناکام تر شود؟آدم برای نشستن به خاک توباید نترسد و بدنا
دور از کجا؟ - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:23
وقتی می گوییم دوردور از وبلاگ کجا؟ کلمه هرکسی بایدیک نفر داشته باشدتا فاصله ها را با او بسنجدحسن آذری
سخت است... - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:23
سخت است وقتی روضه وصف دختری باشدحالا تصور کن به دستش هم، سری باشدحالا تصور کن که آن سر، ماهِ خون رنگیدر هالهای از گیسویی خاکستری باشددختر دلش پر میکشد، بابا که میآیدموهای شانه کردهاش در معجری باشد
از حال علی اصغر اگر پرسیدند - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:23
ای شعر از این آه نفسگیر بگواز ظهر به خون خفته ی تقدیر بگواز حال علی وبلاگ اصغر کلمه اگر وبلاگ پرسیدند کلمه از تیزی پیکان سر تیر بگوحسنا محمدزاده
زلال علقمه در حسرت تو میسوزد - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:23
اگرچه مادر تو، دختر پیمبر نیستکسی حسینِ علی را چنین برادر نیستحسین، پیش تو انگار در کنار علی ستکسی چنان که تو، هرگز شبیه حیدر نیست وبلاگ زلال کلمه وبلاگ علقمه کلمه ، در وبلاگ حسرت کلمه تو میسوزدکنار آبی و لبهای تفته ات تر نیستبه زیر
بادها در پاییز بی رحم تر می وزند - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:23
وبلاگ بادها کلمه در وبلاگ پاییز کلمه بی رحم تر می وبلاگ وزند کلمه اصلا بعید نیستآدم ها رابا درخت ها اشتباه بگیرندزود به خانه برگرد!زیاد بیرون نمان!این وبلاگ بادها کلمه اگر کلاه را ببرندبه فکر بردن سرها می افتندرسول یونان
پست موقت - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:23
وبلاگ خوب "حوض نقاشی" دوباره شروع به فعالیت کرده و به شما توصیه می کنم که مطالب و عکسای این وبلاگ خوب رو از دست ندید. لینکش رو هم میتونید توو قسمت "پیوندها" پیدا کنید
لبریز غربتیم... - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:23
وبلاگ لبریز کلمه وبلاگ غربتیم کلمه ، پر از جاده ایم ماحالا که بی تو تن به سفر داده ایم مااین جاده گفته بود که رفتن رسیدن است!رفتیم و حال، از نفس افتاده ایم ماآیا برای او که دلش را به تو سپرددلتنگ می شوی؟! چقدَر ساده ایم ماچ
دلم بهجا نیست - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:23
رو به سمت نور ایستادهامدلم برای تکتک شما تنگ استخوب که دقت کنیکوکِ بریدهی باد وعطسهی بیهنگامِ حباب همهمین را میگویند.دلم بهجا وبلاگ نیست کلمه پایم به راه نمیآیدهنوز چیزهای بسیاری هستکه دوستشان دارم.فدای
تو نیستی غم پاییز را چه خواهم کرد - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 15:23
نگیر از این دل دیوانه، ابر و باران راهوای تنگ غروب و شب خیابان رااگرچه پنجرهها را گرفتهای از مننگیر خلوت گنجشکهای ایوان رابهار، بی تو به این خانه گل نخواهد دادهوای عطر تو دیوانه کرده گلدان رابیا که

برچسب‌های مرتبط

برف چت | برف موزیک | fishki net | تو غافلگیری رگبار بودی | من از تو صبر ندارم | من از تو راه برگشتی ندارم | من از تو مینویسم | بعدها الروح من حبك جريحه | بعدها ماصارت صدق | بعدها ماصارت صدق ونسيتني