خرید بک لینک

نمیخواهم همراه با عشق
اضطرابهای این جهانی را
به تو بسپرم

من از میان این قالبهایی
که آدمی ان ساختهاند
عبور میکنم
به سوی تو میآیم
که نیستی

دیگر نیستی و انحطاط آدمی
معنی مرگ نمیدهد

اکنون نه زمان است
اکنون نه مکان است

در غیبت زمان و مکان
نه سنگ است
نه آواز پرنده است
نه میوه است

نیاز آدمی به اکنون است
نه گذشته نه آینده

من از صدای خشخش این برگها
پریشان میشوم
چهرهام زرد میشود
و قلبم تند میزند
باد برگها را
به حوض سنگی خالی میبرد
تصاویر من که بر دیوار سنگی
مینشیند
یادگاری از سالهایی است
که من جوان بودم
و تو را دوست داشتم

احمدرضا احمدی


برچسبها: اشعار, شعر سپید, احمدرضا احمدی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۹ساعت 9:14&  توسط احسان نصری  | 

برچسب: نویسنده: کیارش اسدی تاريخ: يکشنبه 27 مهر 1399 ساعت: 9:46

صفحه بندی